آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
آشنایی با اصطلاحات بازرگانی بینالملل، اولین قدم برای ورود به دنیای تجارت جهانی، صادرات و واردات است. چه یک دانشجوی رشتههای اقتصادی باشید، چه یک مدیر ارشد و یا یک تاجر بینالمللی، تسلط بر این مفاهیم به شما کمک میکند تا قراردادهای دقیقتری تنظیم کنید، ریسکهای تجاری را کاهش دهید و با همتایان خارجی خود به زبان مشترک برسید. در این مقاله جامع، کاملترین لیست لغات و اصطلاحات تخصصی بازرگانی بینالملل را همراه با معادل فارسی و توضیحات دقیق برای شما گردآوری کردهایم.
اصطلاحات و مفاهیم بازرگانی بینالملل
در این بخش، تمامی مفاهیم کلیدی تجارت بینالملل به ترتیب الفبای انگلیسی (از A تا Z) و به صورت تفکیکشده آورده شده است:
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیحات |
|---|---|---|
| Approach | رویکرد ـ برخورد | گاهی در فرآیند فروش که در طی آن فروشنده با خریدار ملاقات میکند و با برخورد مناسب سعی میکند که شروع خوبی را پایهگذاری نماید. |
| Arbitrage | آربیتراژ | خرید محصول از یک بازار و فروش فوری آن در بازار دیگر به منظور سود بردن از تفاوت قیمت؛ یا خرید و فروش ارز برای سود بردن از اختلاف قیمت. |
| Arbitration | داوری ـ حکمیت | روش حل اختلاف که بر اساس آن هر دو طرف میپذیرند مورد اختلاف را نزد یک فرد یا نهاد خصوصی برای حل ارائه دهند. |
| APEC | همکاری اقتصادی آسیا ـ پاسفیک | گروهی از کشورها در هر دو سوی اقیانوس آرام که جهت کاهش یا حذف محدودیتهای تجاری همکاری میکنند. |
| Aspirational Group | گروه آرمان | گروهی که یک فرد آرزو میکند به آن تعلق میداشت. |
| Assigned Arrangement | قوانین واگذاری | قوانین مدیریتی که یکی از طرفین پیمان استراتژیکی مسئولیت اصلی عملیات سازمان را به طرف دیگر واگذار میکند. |
| ASEAN | انجمن ملل جنوب شرقی آسیا | گروهی شامل اندونزی، مالزی، سنگاپور و... که به منظور ایجاد حوزه تجارت آزاد شروع به قطع تعرفههای خود کردند. |
| Attitude | نگرش | اعتقادات و احساسات پیچیدهای که فردی راجع به افراد دیگر، اشیاء و رویدادها دارد. |
| Authoritarinanism | اقتدارگرایی ـ سلطهجویی | ویژگی شخصیتی که اعتقاد فرد به پسندیده بودن تفاوت در قدرت و جایگاه در یک سیستم اجتماعی را نشان میدهد. |
| CER | توافقنامه تجاری استرالیا ـ زلاند نو | موافقتنامهای بین استرالیا و زلاندنو برای حذف محدودیتهای تجاری بین دو کشور. |
| Baby Boom | بیشزایی ـ پُرزایی | افزایش فاحشی که در یک دوره زمانی در نرخ زاد و ولد سالانه ایجاد میشود. |
| Back Translation | ترجمه برگشت به عقب | تکنیک کنترل خطاهای ترجمه شامل ۴ مرحله (آمادهسازی، ترجمه، ترجمه مجدد به زبان اصلی و رفع اشکالات). |
| BOP (Balance of Payments) | سیستم حسابداری تراز پرداختها | سیستم حسابداری که تراکنشهای بازرگانی بین اتباع یک کشور و کشور دیگر را ثبت میکند. |
| Balance Of International Payments | تراز پرداختهای بینالمللی | خلاصه صورتحسابی که تمام معاملات مالی یک کشور را با سایر کشورهای جهان نشان میدهد. |
| Balance On Current Account | موازنه حساب جاری | نمایانگر «خالص» اقدام حساب جاری در تراز پرداختها است. |
| Balance On Merchandise Trade | موازنه تجارت کالا | تفاوت بین صادرات و واردات کالای یک کشور. |
| Barter | تهاتر | مبادله همزمان کالا با کالا یا خدمت با خدمت به جای پرداخت پول. |
| Basing-Point Pricing | قیمتگذاری مبنای مبدأ ثابت | استراتژی قیمتگذاری جغرافیایی که یک شهر به عنوان مبدأ فرض شده و هزینههای حمل بر اساس آن محاسبه میشود. |
| Begger My Neighbor Policies | سیاستهای فقیر کردن همسایه | سیاستهای اقتصادی داخلی بدون توجه به خسارات و لطماتی که به سایر کشورها وارد میشود. |
| Behavioral Segmentation | تقسیم بازار بر حسب رفتار | تقسیم بازار به گروههای مختلف بر مبنای دانش، نگرش، نحوه استفاده یا واکنش به محصول. |
| Benchmarking | بنچ مارک کردن ـ معیارگذاری | فرآیند مقایسه فرآوردهها و فرآیندهای شرکت با رقبا یا پیشروان صنعت جهت یافتن روشهای بهبود عملکرد. |
| Bid (Buy) | قیمت پیشنهادی ـ پیشنهاد خرید | میزان پولی که یک بازرگان حاضر است برای ارز پرداخت کند. |
| Bilateral Agreement | موافقتنامه دو جانبه | قراردادی که فقط دو کشور را در بر میگیرد و معمولاً مربوط به مبادله کالای خاصی است. |
| Bill of Lading | اسناد/بارنامه حمل کالا | گواهی حمل کالا صادر شده توسط شرکت حمل و نقل به عنوان رسید که حاوی شرایط قرارداد حمل است. |
| Black Market | بازار سیاه | معاملاتی که بر خلاف قوانین درباره قیمت و جیرهبندی (مثل خرید و فروش غیرمجاز ارز) انجام میگیرند. |
| Body Language | زبان بدن | روشهایی که افراد با تکان دادن بدن و ژست گرفتن مفاهیمی را منتقل میکنند. |
| Branch | شعبه | بخشی از عملیات یک شرکت در کشور خارجی که سازمان مستقلی محسوب نمیشود. |
| Brand | برند، نام و نشان | نام، لوگو یا نشانه مشخصکننده یک محصول که معمولاً از طریق ثبت تجاری محافظت میشود. |
| Brand Equity | ارزش (سرقفلی) برند | ارزش برند بر مبنای میزان وفاداری، معروفیت، کیفیت درک شده و داراییهایی مثل حق اختراع. |
| Brand Extension | گسترش/تعمیم نام و نشان | استفاده از یک نام موفق تجاری برای معرفی محصول جدید یا بهسازی شده. |
| Brand Image | تصویر ذهنی از نام و نشان | مجموعهای از باورهای مصرفکننده نسبت به یک نام و نشان خاص. |
| Break-Even Pricing | قیمتگذاری سر به سر | تعیین قیمت به نحوی که کل دریافتی فروش فقط هزینههای تولید و بازاریابی (ثابت و متغیر) را بپوشاند. |
| Broker | کارگزار ارز، دلال | متخصصی که معاملات را در بازار بین بانکی تسهیل میکند. |
| Brownfield Strategy | استراتژی زمین قهوهای | اصطلاح دیگری برای استراتژی خرید یا تملک شرکتهای موجود در کشور خارجی. |
| Bureaucratic Design | طراحی بوروکراتیک | مدل طراحی سازمان بر اساس قوانین، مقررات منطقی و رویههای استاندارد عملیاتی. |
| Business Analysis | تحلیل بازرگانی / مالی | بررسی میزان فروش، هزینهها و پیشبینی سود یک کالای جدید برای بررسی تحقق اهداف. |
| Business Buying Process | فرآیند خرید سازمانی | فرآیند تصمیمگیری خریداران سازمانی برای مشخص نمودن، ارزیابی و انتخاب کالا و خدمات. |
| Business Market | بازار سازمانی / صنعتی | سازمانهایی که کالا و خدمات را برای تولید، فروش مجدد یا کرایه خریداری میکنند. |
| Buy-Back | بای بک ـ باز خرید کردن | روش تجارت متقابل که هزینه خرید ماشینآلات از طریق تولیدات همان ماشینآلات پرداخت میشود. |
| Buyer-Readiness States | شرایط آمادگی خرید | مراحلی شامل آگاهی، دانش، علاقه، ترجیح، قبول و خرید که مصرفکننده طی میکند. |
| BIG Five Personality Traits | خصیصههای شخصیتی «پنج بزرگ» | مدل شخصیتی شامل سازگاری، با وجدانی، ثبات عاطفی، برونگرایی و پذیرش تجربه. |
| By-Product Pricing | قیمتگذاری محصول فرعی | تعیین قیمت محصولات فرعی برای جذابیت بیشتر قیمت کالاهای اصلی. |
| Capital Account | حساب سرمایه | حساب تراز پرداختها که تراکنشهای سرمایه بین اتباع کشورها را ثبت میکند. |
| Capital Items | اقلام سرمایهای | کالاهای صنعتی که در فرآیند تولید مورد استفاده قرار میگیرند (مثل کارخانه، ژنراتور). |
| Captive-Product Pricing | قیمتگذاری اسارتی | قیمتگذاری محصولاتی که باید همراه محصول اصلی استفاده شوند (مثل تیغ ریشتراش یا فیلم عکاسی). |
| Current Account | حساب جاری | حساب تراز پرداختها که صادرات، واردات، درآمدهای سرمایهگذاری و هدایا را ثبت میکند. |
| Current Account Balance | موازنه حساب جاری | تراز خالص صادرات و واردات کالا، خدمات و نقل و انتقالات یکطرفه. |
| Customs Union | اتحادیه گمرکی | کشورهائی با گمرک یکسان برای کشورهای غیرعضو و حذف موانع بین کشورهای عضو. |
| Cartel | کارتل | توافق شرکتهای بینالمللی برای کنترل بازار محصولات مشترک از طریق تعیین قیمت و توزیع. |
| Caveat Emptor | اخطار به خریدار | اصلی که خریدار را مسئول دقت در بررسی کیفیت و کمیت کالای دریافتی میداند. |
| Centrally Planned Economy | اقتصاد برنامهریزی مرکزی | اقتصادی که در آن دولتیها سطح تولید و قیمت را برای شرکتها مشخص میکنند. |
| Channel Length | طول کانال (توزیع) | تعداد مراحل در کانال توزیع کالا. |
| Civil Law | حقوق مدنی ـ قانون مدنی | متداولترین سیستم حقوقی جهان که از قوانین مدون ایجاد شده است. |
| Code Law Countries | کشورهای دارای حقوق وضعی | کشورهایی که سیستم حقوقی آنها تدوین شده و بر اساس آن تفسیر میگردد. |
| Combine | ائتلاف | مشابه کارتل با این تفاوت که قدرت جریمه اعضای متخلف در عدم رعایت قیمت را دارد. |
| Commercial Policy | سیاست تجاری | مقررات دولت بر تجارت خارجی شامل تعرفه، سهمیهبندی، تحریم و کنترل نرخ ارز. |
| Commodities | کالا ـ کالاهای اساسی | کالاهای اساسی خام و یا محصولات کشاورزی. |
| Common Law Countries | کشورهای دارای قوانین عرفی | کشورهائی که قوانین را بر اساس سنت و قضاوتهای گذشته تعیین میکنند. |
| Common Market | بازار مشترک | کشورهایی با تعرفه تجاری حذف شده داخلی، محدودیت یکسان خارجی و جریان آزاد منابع. |
| Comparative Advantage | مزیت نسبی | قانون اقتصادی مبنی بر تولید کالایی با بیشترین بازدهی و معاوضه آن با سایر کالاها در سطح جهانی. |
| Comparative Marketing | بازاریابی تطبیقی/مقایسهای | مقایسه ارتباط بین بازاریابی و محیط دو یا چند کشور برای ایجاد استراتژی مناسب. |
| Compensation Deal | معامله جبرانی | شکل تجارت متقابل که بخشی از پرداخت نقد و بخش دیگر کالا است. |
| Confiscation | مصادره | تصرف اموال شرکت خصوصی توسط دولت بدون غرامت یا با پرداخت ناچیز. |
| Conglomerate | گروه تولیدی/مجتمع تولیدی | شرکتی که از استراتژی تنوعسازی غیرمرتبط در واحدهای مختلف کسبوکار استفاده میکند. |
| Conscientiousness | وجدان کاری | خصیصه شخصیتی که به نظم و دقت فرد در کار اشاره دارد. |
| Consolidated Financial Statement | گزارش/صورتحساب تلفیقی مالی | گزارش مالی یکپارچه شرکت مادر و شرکتهای تابعه با یک ارز مشخص. |
| Consolidation Method | روش تلفیقی | روش تلفیق حسابهای شرکتهای تابعهای که بیش از ۵۰ درصد آنها متعلق به شرکت مادر است. |
| Contract Manufacturing | تولید قراردادی | واگذاری فرآیند تولید به شرکتهای دیگر برای کاهش نیاز به منابع مالی و انسانی. |
| Control | کنترل، نظارت، ممیزی | فرآیند تضمین اینکه فعالیتهای واقعی با فعالیتهای برنامهریزی شده مطابقت دارند. |
| Controller | ذیحساب، بازرس، ممیز | مأمور و پست مدیریتی مسئول نظارت بر عملیات هزینه و کنترل مالی سازمان. |
| Convertible Currencies | ارز قابل تبدیل | پولی که در تجارت بینالمللی قابل پذیرش است و به راحتی معامله میشود. |
| Coordination | هماهنگی | یکپارچهسازی فعالیتهای بخشهای مجزای یک سازمان جهت تحقق اهداف. |
| Core Competency | شایستگی بنیادی / تبحر اصلی | مزیت و تبحر متمایز شرکت که امکان رقابت اثربخش با رقبا را فراهم میکند. |
| Corporate Culture | فرهنگ سازمانی / شرکت | مجموعه ارزشهایی که بین اعضاء یک سازمان مشترک است. |
| Correspondent Bank | بانک کارگزار | بانکی که خدمات بانکی متقابل را برای بانک کشور دیگر و مشتریانش انجام میدهد. |
| Counterpurchase | خرید متقابل | معاملهای که فروشنده تعهد میکند به عنوان شرط فروش، کالایی را از مشتری نقداً خریداری کند. |
| Countertrade | تجارت متقابل | معاملهای که خریدار (معمولاً دولت خارجی) بجای پول، کالا به فروشنده میدهد. |
| Country Similarity Theory | نظریه کشورهای مشابه | بیانگر تجارت کالاهای تولیدی بین کشورهایی با سطح توسعه و درآمد یکسان. |
| Country Size Theory | نظریه اندازه کشور | بیان میکند کشورهای بزرگتر نسبت به کشورهای کوچکتر خودکفاتر هستند. |
| Cross Rate | نرخ متقاطع | نرخ ارز بین دو پول بر پایه پول سوم. |
| Cross-cultural Literacy | سواد فرهنگی | توانایی درک و انجام کار در بیش از یک فرهنگ. |
| Culture | فرهنگ | رفتار آموخته شده برای نحوه برآورده ساختن نیازها و انتظارات اعضای جامعه. |
| Cultural Universals | جهان فرهنگی | نیازها و رفتارهایی که در تمام فرهنگهای جهان یکسان هستند. |
| Cultural Bridge | پل فرهنگی | فردی مسلط به زبان مادری و زبان صادرکننده که مانند پل بین شرکت و بازار محلی عمل میکند. |
| Cultural Cluster | خوشهبندی فرهنگی | گروهبندی کشورهایی که دارای شباهتهای فرهنگی با یکدیگر هستند. |
| Cultural Convergence | همگرایی فرهنگی | همگرایی و نزدیک شدن دو و یا چند فرهنگ به یکدیگر. |
| Culture Shock | شوک فرهنگی | پدیده روانشناختی، ترس و درماندگی ناشی از قرار گرفتن در معرض فرهنگ جدید. |
| Currency Devaluation | تضعیف رسمی واحد پول | کاهش ارزش پول. |
| Demand-Backward Pricing | قیمتگذاری بر اساس تقاضا | تعیین قیمت بر اساس خواسته مشتری و سپس محاسبه هزینه تولید بر آن مبنا. |
| Devaluation | تنزل ارزش پول | کاهش قیمت پول داخلی نسبت به ارزهای خارجی. |
| Developed Countries | کشورهای توسعه یافته | کشورهای صنعتی و ثروتمند با سطح زندگی و تکنولوژی بالا که برخلاف کشورهای در حال توسعهاند. |
| Development Program | برنامه پرورش و بالندگی | تدارک مهارتهای لازم برای مدیران جهت برآمدن از عهده مسئولیتهای پستهای بالاتر. |
| Diffusion of Innovation | انتشار نوآوری | فرآیند معرفی یک نوآوری به گروه اجتماعی و پذیرش آن توسط گروه. |
| Direct Exporting | صادرات مستقیم | فروش کالا تولید داخل به خریدار نهایی یا واسطه در بازار خارجی از طریق شعبه/نمایندگی. |
| Direct Investment Theory | نظریه سرمایهگذاری مستقیم | بیان جریان سرمایه از یک کشور به کشور دیگر بر اساس بازدهی نهایی آن سرمایه. |
| Direct Sale | فروش مستقیم | فروش مستقیم و بدون واسطه محصولات به مشتریان. |
| Distinctive Competence | شایستگی متمایز | پاسخی به این سوال که سازمان در چه فعالیتی نسبت به رقبا برتری استثنایی دارد. |
| Distribution | توزیع | فرآیند رساندن محصولات یک شرکت به دست مشتریان. |
| Distributor | توزیعکننده | عمدهفروشی که کالا را به مصرفکننده صنعتی یا خردهفروشان یک منطقه یا کشور میفروشد. |
| Domestic Marketing Management | مدیریت بازاریابی داخلی | مدیریت عوامل قابل کنترل در محیط غیرقابل کنترل محدود به مرزهای یک کشور. |
| Domestic Market | بازار داخلی | مشتریان بالفعل و بالقوه در داخل مرزهای یک کشور. |
| Domestication | واگذاری به بخش داخلی | فرآیند انتقال اختیاری یا اجباری مالکیت/کنترل شرکت خارجی به شهروندان داخلی. |
| Draft | برات ـ حواله | دستور مکتوب به شخص دیگر برای پرداخت مبلغی معین در زمان مشخص به شخص ثالث (دیداری یا وعدهدار). |
| Drive To Maturity | حرکت به سوی بلوغ/رفاه | مرحله چهارم نظریه راستو که شامل سرمایهگذاری ۱۰ تا ۲۰ درصدی برای توسعه فناوری و اقتصاد است. |
| Dual Use | استفاده دو گانه | محصولاتی که همزمان کاربرد نظامی و شخصی/غیرنظامی دارند. |
| Dumping | دامپینگ | فروش محصولات در خارج از کشور با قیمتی کمتر از قیمت داخلی یا کمتر از قیمت تمام شده. |
| Early Adopters | پذیرندگان اولیه | گروه دوم مشتریان (۱۳.۵٪) معمولاً از رهبران تخصصی که کالای جدید را میخرند. |
| Early Majority | اکثریت اولیه | گروه سوم مشتریان (۳۴٪) که کالای جدید را پس از نوآوران و پذیرندگان اولیه میپذیرند. |
| Eclectic Theory | نظریه ترکیبی | نظریه وقوع سرمایهگذاری خارجی به شرط وجود توامان مزیت مکان، مزیت مالکیت و مزیت بینالمللی شدن. |
| EMU | اتحادیه اقتصادی و پولی | هدف پیمان ماستریخ برای ایجاد پول واحد اروپا (یورو) و حذف ریسک نرخ ارز بین اعضا. |
| ECO | سازمان همکاریهای اقتصادی | سازمان تجاری شامل ایران، پاکستان، ترکیه، افغانستان و کشورهای آسیای میانه. |
| Economic Development | توسعه اقتصادی | میزان رفاه اقتصادی و پیشرفت صنعتی در یک اقتصاد. |
| Economic Dualism | دوگانگی اقتصادی | ویژگی کشورهای در حال توسعه با آهنگ رشد نابرابر در بخشهای مختلف صنعتی. |
| Economic Imperialism | امپریالیسم اقتصادی | بهرهبرداری از منابع یک سرزمین توسط قدرت خارجی در جهت منافع خود. |
| Economic Union | اتحادیه اقتصادی | هماهنگی سیاستهای مالی و پولی داخلی کشورهای عضو یک بازار مشترک. |
| Economies of Scale | صرفهجوئیهای تولید انبوه | کاهش هزینهها و ایجاد صرفهجویی در اثر تولید انبوه و تسلط بر بازارهای گسترده. |
| Economies of Scope | صرفهجویی دامنه | کاهش هزینههای شرکت در اثر افزایش فروش سبد کالاهای متفاوت. |
| Embargo | تحریم تجاری | ممنوعیت صادرات و واردات کالا به مقاصد خاص با اهداف عمدتاً سیاسی و اثرات اقتصادی. |
| Environment Analysis | تحلیل محیطی | ارزیابی تاثیر عوامل غیرقابل کنترل (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...) بر استراتژی بازاریابی. |
| Ethnocentric Firm | شرکت قوم مدار | شرکتی که بازارهای خارجی را مانند بازار داخلی میبیند و استراتژی یکسانی به کار میبرد. |
| Eurocurrency | پول اروپایی | اصطلاح برای پولهایی که در کشورهای غیر از کشور صادرکننده آن سپردهگذاری شدهاند. |
| Eurodollars | دلار اروپایی | دلار آمریکایی که در بانکهای خارج از ایالات متحده سپردهگذاری شده است. |
| European Central Bank | بانک مرکزی اروپا | بانک مسئول کنترل سیاستهای پولی کشورهای اتحادیه اروپا با پول واحد یورو. |
| EFTA | انجمن تجارت آزاد اروپا | حوزه تجارت آزاد شکل گرفته در ۱۹۹۵ میان تعدادی از کشورهای اروپایی. |
| EMS | سیستم پولی اروپایی | سیستمی با مدیریت پولی مشترک بین اعضا که بر اساس توافق ۱۹۷۹ ایجاد شد. |
| European Parliament | پارلمان اروپا | مجلس قانونگذاری اروپا با نقش مشاورهای در تصمیمگیریهای اتحادیه اروپا. |
| European Patent Office | اداره ثبت اختراعات اروپایی | آژانسی برای ثبت اختراع و نوآوری شرکتها در کشورهای اروپایی. |
| European Union (EU) | اتحادیه اروپا | بازار متحد و مشترک میان کشورهای اروپایی با حذف کامل تعرفهها و جریان آزاد سرمایه. |
| Exchange Control | کنترل ارز | مقررات دولتی برای حفظ ثبات نرخ مبادله یا کاهش ارزش پول برای تحریک صادرات. |
| Exchange Rate | نرخ ارز | قیمت یک پول در مقایسه با پول کشوری دیگر. |
| Exit Interview | مصاحبه خروج | مصاحبه با کارمندی که قصد ترک دائمی سازمان را دارد. |
| Export Agent | نماینده صادرات | فردی که بازارهای خارجی را شناسایی میکند ولی مالک کالاها نمیشود. |
| EMC | شرکت مدیریت صادرات | شرکتی که تمام امور به عنوان واحد صادرات کارفرمای خود را انجام میدهد. |
| Export Marketing | بازاریابی صادرات | فعالیتهای انتخاب بازار خارجی و ایجاد تغییرات لازم در کالا جهت مناسبسازی برای صادرات. |
| Export Promotion | توسعه صادرات | استراتژی فعالسازی صنایع با تکیه بر مزیتهای بومی مانند نیروی کار ارزان. |
| Export Tariff | تعرفه صادرات | مالیاتی که دولت برای خروج کالاها از کشور اخذ میکند. |
| Export of Services of Capital | صادرات خدمات سرمایه | درآمد عاید شده از سرمایهگذاری اتباع یک کشور در خارج. |
| Exim Bank | بانک صادرات واردات آمریکا | بانک دولتی ارائهدهنده وام، تسهیلات و بیمه اعتبار صادراتی به تجار آمریکایی. |
| Expropriation | سلب مالکیت | تصرف داراییهای شرکت چندملیتی توسط دولت خارجی همراه با جبران خسارت. |
| Extraterritoriality Of Law | پوشش جغرافیایی قانون | اعمال قوانین داخلی یک کشور بر شهروندان و شرکتهای خود در آنسوی مرزها. |
| Extroversion | برونگرایی | از ویژگیهای «پنج بزرگ» به معنای اجتماعی، مثبت بودن و اهل تعامل بودن فرد. |
| F.O.B. Pricing | قیمتگذاری بر پایه فوب | نوعی قرارداد که در آن واردکننده مخارج حمل و نقل و بیمه را از محل فروش کالا میپردازد. |
| Fatalism | تقدیرگرایی / مذهب جبر | اعتقاد به سرنوشت از پیش تعیین شده که در مباحث فرهنگپذیری مطرح است. |
| Fifth "P" | P" پنجم بازاریابی بینالمللی | استفاده از نام محل یا کشور مبدأ کالا بعنوان جزئی از استراتژی بازاریابی بینالمللی. |
| Financial Alliance | پیمان مالی | ائتلاف استراتژیک شرکتها برای کار مشترک جهت کاهش ریسکهای مالی. |
| Fixed Exchange Rate System | نظام نرخ ارز ثابت | سیستمی که دولت تعهد میکند نرخ ارز خود را در برابر سایر ارزها ثابت نگه دارد. |
| Flexible Exchange Rate System | سیستم نرخ ارز انعطافپذیر | سیستمی که نرخ ارز در آن با توجه به شرایط عرضه و تقاضا شناور بوده و تغییر میکند. |
| Float | شناور | آزاد گذاشتن نرخ ارز در بازار تا با مکانیزم عرضه و تقاضا تعیین شود. |
| FDI | سرمایهگذاری مستقیم خارجی | خرید دارایی خارجی به منظور کنترل (حداقل ۱۰ درصد حق رای در یک شرکت خارجی). |
| Foreign Exchange | ارز | پولی که به کشور دیگری تعلق دارد و در تجارت استفاده میشود. |
| Franchisee | شرکت تحت امتیاز | شرکت مستقلی که کسب و کاری را با نام و برند شرکت معتبر دیگری اداره میکند. |
| Free Trade Agreement U.S.Canada | موافقتنامه تجارت آزاد آمریکا-کانادا | توافق سال ۱۹۸۹ برای برداشتن تمام محدودیتهای تجارت و سرمایهگذاری بین دو کشور. |
| Free Trade Area | منطقه آزاد تجاری | گروه کشورهایی (مانند نفتا) که تعرفه را میان خود حذف کرده ولی با سایر کشورها روابط مجزا دارند. |
| Free Trade Zone | حوزه آزاد تجاری | منطقه همجوار بندر که کالاهای تجاری در آن بدون پرداخت حقوق گمرکی انبار میشوند. |
| Freight Forwarder | واسطه حمل و نقل | نماینده تقبل کلیه امور مربوط به حمل و نقل (بستهبندی، بارنامه و...) برای انتقال مالکیت. |
| GATT | موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت | معاهده بینالمللی (۱۹۴۸) برای کاهش تعرفهها که در سال ۱۹۹۵ با WTO جایگزین شد. |
| Geocentric Firm | شرکت زمینمدار | شکل ایدهآل شرکت چندملیتی متمرکز بر بازارهای جهانی بدون توجه به ملیت و مرزبندی. |
| Global Marketing | بازاریابی جهانی | استراتژی یکسانسازی بخش اصلی محصول برای رفع خواسته مشابه مشتریان سرتاسر جهان. |
| Goodwill | سرقفلی، ارزش شهرت تجاری | ارزش ریالی اعتبار و نیکنامی یک مؤسسه مشهور که دارایی محسوب میشود. |
| Gray Market | بازار خاکستری | توزیع قانونی کالا اما از طریق کانالهای غیررسمی با قیمت معمولاً ارزانتر. |
| Greenfield Investment / Strategy | استراتژی/سرمایهگذاری زمین سبز | سرمایهگذاری مستقیم خارجی با ساخت کارخانه و تأسیسات از نقطه صفر در کشور خارجی. |
| GDP | تولید ناخالص داخلی | ارزش کل کالاها و خدمات تولید شده در داخل مرزهای یک کشور به قیمت جاری. |
| GNP | تولید ناخالص ملی | مجموع ارزش تمام کالاها و خدمات تولید شده در یک اقتصاد طی یک سال. |
| Hard Currencies | پول قوی | ارزهایی که به راحتی قابل مبادله و تبدیل در تجارت جهانی هستند. |
| Heckscher-Ohlin Theory | نظریه هکچر - اهلین | نظریه مزیتی مبتنی بر صادرات کالاهایی که عوامل تولید آنها به وفور در کشور موجود است. |
| Hedging | خرید و فروش تأمینی | روش کاهش خطرات نوسان ارز با انعقاد قرارداد خرید آن با نرخ تبدیل مشخص. |
| High-Context Culture | فرهنگ پرآداب | فرهنگی که اهمیت مضمون و بافت پیام به اندازه خود کلمات آن است. |
| Home Country | کشور خودی / وطن | کشوری که سازمان مرکزی یک شرکت بینالمللی در آن قرار دارد. |
| Host Country | کشور میزبان | کشوری غیر از کشور وطن که شرکت بینالمللی در آن عملیات تجاری دارد. |
| HCNS | شهروندان کشور میزبان | کارکنان شاغل در شرکت بینالمللی که بومی همان کشور محل فعالیت شعبه هستند. |
| Import Agent | نماینده/کارگزار واردات | مباشری که کالا را به بازار داخلی وارد میکند اما شخصاً مالک کالا نیست. |
| Inc | شرکت با مسئولیت محدود | شرکتی که بدهیهای قانونی آن محدود به میزان سرمایهگذاری مالکان است. |
| Inconvertible Currencies | ارز غیر قابل تبدیل | پولهای ضعیفی که در تجارت جهانی استفاده و به راحتی مبادله نمیشوند. |
| Indirect Exporting | صادرات غیرمستقیم | فروش محصول به بازارهای خارجی از طریق یک واسطه داخلی (غیرمستقیم). |
| Individualism | فردگرایی | اعتقاد فرهنگی به اولویت داشتن منافع و حقوق فرد بر جمع. |
| Industrial Democracy | دموکراسی صنعتی | سیستمی که حق اظهارنظر و اعتراض کارکنان در مورد نحوه اداره سازمان را میپذیرد. |
| Information | اطلاعات | دادههایی پردازش شده که برای مدیر سازمان دارای ارزش تصمیمگیری است. |
| Information System | سیستم اطلاعاتی | متدولوژی جمعآوری، تحلیل و ارائه دادهها برای استفاده مدیران شرکت. |
| Innovators | نوآوران | گروه اولیه مشتریان (۲.۵ درصد) با درآمد بالا که محصولات جدید را اول از همه میخرند. |
| Intellectual Property Rights | حقوق مالکیت معنوی | حقوق غیرملموس شامل حق اختراع، کپیرایت، علائم تجاری و دانش فنی محرمانه. |
| International Theory | نظریه بینالمللی شدن | نظریهای که سرمایهگذاری مستقیم را نسبت به قراردادهای اعطای امتیاز مقرونبهصرفهتر میداند. |
| Interest Rate Parity Theory | نظریه برابری نرخ بهره | پیشبینی جریان سرمایهگذاری کوتاهمدت بینالمللی بر اساس تفاوت در نرخ بهره کشورها. |
| Interindustry Trade | تجارت بین صنایع | مبادله کالاهای صنعتی یک کشور با کالاهای صنعت متفاوت از کشور دیگر. |
| Intermediaries | واسطهها | افراد یا شرکتهای متخصص در ایجاد تسهیلات امور صادرات و واردات کالا. |
| Intermodal Shipping | حمل و نقل چند نوعی | انتقال کالا با چند وسیله مختلف (کامیون، کشتی و...) در حالی که صادرکننده با یک واسطه طرف است. |
| IBRD | بانک بینالمللی ترمیم و توسعه | نام رسمی بانک جهانی که برای بازسازی اروپا تاسیس شد و اکنون به کشورهای در حال توسعه کمک میکند. |
| International Business | کسب و کار بینالمللی | فعالیتهای بازرگانی و تراکنشهای فرامرزی بین شرکتها، افراد و دولتها. |
| International Division | بخش بینالمللی | دپارتمان مستقلی در یک سازمان که مسئولیت کلیه فعالیتهای بینالمللی شرکت را بر عهده دارد. |
| International Investment | سرمایهگذاری بینالمللی | تأمین سرمایه توسط شهروندان یا نهادهای یک کشور برای شهروندان کشور دیگر. |
| International Licensing | اعطای امتیاز بینالمللی | واگذاری حق توزیع و تولید تحت نام تجاری معتبر در یک بازار خارجی مشخص. |
| International Logistics | لجستیک بینالمللی | مدیریت جریان انتقال مواد و قطعات از تأمینکنندگان جهانی به شرکت و مشتریان نهایی. |
| International Marketing Management | مدیریت بازاریابی بینالمللی | مدیریت همزمان فعالیتهای تجاری در چندین بازار با توجه به متغیرهای فرهنگی و قانونی هر کشور. |
| IMF | صندوق بینالمللی پول | نهاد تأسیس شده در ۱۹۴۵ برای تضمین ثبات نرخ ارز و توسعه متوازن بازرگانی بینالمللی. |
| International Product Life Cycle | منحنی عمر محصول بینالمللی | مدل انتقال خطوط تولید کالا از کشورهای پیشرفته به کشورهای در حال توسعه در طول عمر محصول. |
| International Specialist | متخصص بینالمللی | فردی در ساختار شرکت که مسئولیت نظارت و هدایت بازارهای خارجی را بر عهده دارد. |
| International Trade | داد و ستد بینالمللی | مبادله داوطلبانه کالا، خدمت و دارایی بین افراد یا سازمانهای کشورهای مختلف. |
| International Trading Company | شرکت تجاری بینالمللی | شرکتی که با در اختیار گرفتن مالکیت کالاها به واردات و صادرات آنها میپردازد. |
| Intraindustry Trade | تجارت درون صنعتی | مبادله محصولاتی از یک صنعت یکسان در بین دو کشور. |
| Irrevocable Letter of Credit | اعتبار اسنادی برگشتناپذیر | اعتبار بانکی قطعی که بدون توافق صریح خریدار، فروشنده و بانک قابل تغییر یا فسخ نیست. |
| Joint Venture | سرمایهگذاری مشترک | تاسیس شرکت جدید با مالکیت مشترک توسط دو یا چند شرکت برای منافع متقابل. |
| JIT | سیستم تحویل به موقع | سیستم لجستیکی که در آن مواد مورد نیاز دقیقاً در زمان نیاز خط تولید تحویل داده میشوند. |
| Leontief Paradox | پارادوکس/معمای لئونتیف | تضاد یافتههای تجربی (صادرات کاربَر آمریکا) با پیشبینی تئوری وفور عوامل هکچر-اهلین. |
| Letter Of Credit | اعتبار اسنادی | سند تعهد پرداخت بانک صادرکننده به فروشنده در ازای ارائه اسناد و رعایت شرایط مندرج. |
| Licensing | اعطای امتیاز | قرارداد واگذاری حق استفاده از مالکیت معنوی توسط Licensor به Licensee در ازای دریافت وجه. |
| Locus of Control | کانون کنترل | میزان اعتقاد شخصیتی فرد درباره کنترل داشتن بر اتفاقات و رخدادهای زندگی خود. |
| Long Term Portfolio Investment | سرمایهگذاری پورتفولیو بلندمدت | سرمایهگذاری غیرمستقیم در اوراق بهادار که سررسید آن بیش از یک سال باشد. |
| Ltd. | شرکت با مسئولیت محدود | واژه اختصاری مورد استفاده در بریتانیا برای شرکتهای خصوصی با بدهی محدود مالکان. |
| Maastricht Treaty | عهدنامه ماستریخ | پیمان بنیادین ایجاد کننده اتحادیه اروپا و بستر شکلگیری پول واحد قاره سبز. |
| Managed Float | ارز شناور مدیریت شده | سیستم ارزی (معروف به ارز کثیف) که در آن نرخ توسط بازار تعیین اما با دخالت دولت کنترل میشود. |
| Manufacturer's Agent | نماینده/کارگزار تولیدکننده | نمایندهای که با دریافت حقالعمل به توزیع کالای تولیدکننده در کشور داخلی کمک میکند. |
| Manufacturer's Export Agent | کارگزار صادرات تولیدکننده | نمایندهای که به عنوان بازوی صادراتی، محصولات شرکت را در بازارهای خارجی میفروشد. |
| Marketing | بازاریابی | فرآیند برنامهریزی، خلق ارزش، قیمتگذاری و مدیریت ارتباط با مشتری جهت کسب سود و رضایت. |
| Marketing Alliance | پیمان/ائتلاف بازاریابی | همکاری استراتژیک دو یا چند شرکت در ارائه تخصص و خدمات بازاریابی مشترک. |
| Material Culture | فرهنگ مادی | تمام رهآوردها و دستاوردهای فیزیکی و ملموس تولید شده در یک جامعه. |
| Material Management | مدیریت مواد | بخش لاینفک لجستیک برای انتقال مواد خام از تأمینکننده به بخشهای مختلف تولید. |
| Mercantilism | مرکانتیلیسم | فلسفه اقتصادی باستانی که ثروت یک ملت را فقط معادل میزان طلا و نقره آن میدانست. |
| Merchandise Export | صادرات کالا | صدور و خروج کالاهای فیزیکی و ملموس به یک کشور خارجی. |
| Multinational Corporation | شرکت چندملیتی | شرکتهای دارای سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) که عملیاتشان را در چندین کشور کنترل میکنند. |
| MNE | موسسه اقتصادی چند ملیتی | کسب و کار (ثبت شده یا نشده) با عملیات وسیع و گسترده در سطح بینالمللی. |
| Multinational Marketing | بازاریابی چند ملیتی | طراحی استراتژیهای بازاریابی مجزا و اختصاصی برای بازار هر یک از کشورهای خارجی. |
| MNO | سازمان چند ملیتی | هر سازمان (چه خصوصی انتفاعی چه غیرانتفاعی) با حوزه فعالیت وسیع فرامرزی. |
| Multiregional Marketing | بازاریابی چند منطقهای | طراحی استراتژی متمرکز بر بلوکهای اقتصادی بزرگ (مثل کل اتحادیه اروپا) به جای تککشورها. |
| Nationalization | ملی کردن | تصرف و انتقال مالکیت داراییهای یک شرکت خصوصی به کنترل دولت. |
| Neomercantilists | مرکانتیلیستهای نوین | حامیان سیاستهای ایجاد موانع تجاری با هدف حمایت از صنایع داخلی در برابر رقابت خارجی. |
| NIS | کشورهای تازه استقلال یافته | اصطلاح مختص به جمهوریهایی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مستقل شدند. |
| NTB | محدودیتهای غیر تعرفهای | قوانین پنهان بازدارنده تجارت مثل استانداردهای سختگیرانه بهداشتی، بستهبندی و صنعتی. |
| NAFTA | موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی | معاهده ۱۹۹۳ برای لغو تدریجی موانع تجاری بین ایالات متحده، کانادا و مکزیک. |
| Offset | خرید جبرانی ـ آفست | روشی در تجارت متقابل که فروشنده کالا متعهد میشود کالای تولیدی کشور خریدار را دریافت کند. |
| Opportunity cost | هزینه فرصت | ارزشی که بابت از دست دادن یک گزینه، برای انتخاب و دریافت گزینه دیگر میپردازید. |
| OECD | سازمان توسعه و همکاری اقتصادی | سازمان شکل گرفته در ۱۹۶۰ شامل کشورهای ثروتمند غربی جهت همفکری اقتصاد جهانی. |
| Ownership Advantage / Theory | مزیت / نظریه مالکیت | مزیت رقابتی ناشی از داراییهای انحصاری یک شرکت که دلیل اصلی سرمایهگذاری مستقیم خارجی است. |
| Par Value | ارزش پشتوانهای پول | تعیین نرخ و ارزش رسمی پول ملی کشورها بر اساس پشتوانه طلا. |
| Parallel Barter | معامله موازی | تجارت متقابل دوقراردادی؛ فروش کالا در یک قرارداد و خرید کالا به همان ارزش در قرارداد دوم. |
| Parallel Importing | واردات موازی (بازار خاکستری) | واردات قانونی محصولات یک برند اصیل اما خارج از مسیر و کنترل نمایندگی رسمی آن برند. |
| PCNS | کارکنان کشور مادر | اتباع کشور اصلیِ شرکت چندملیتی که برای کار به شعبات مستقر در سایر کشورها اعزام شدهاند. |
| Passive Goal Behavior | رفتار هدفمند انفعالی | دیدگاه فرهنگی ارزشدهنده به کیفیت زندگی، روابط اجتماعی و اهمیت به رفاه دیگران در محیط کار. |
| Per Capita Income | درآمد سرانه | شاخص کلان اقتصادی نشاندهنده میانگین درآمد به ازای هر فرد در یک کشور. |
| Personal Selling | فروش شخصی | هنر متقاعدسازی و ایجاد فروش به واسطه ارتباط مستقیم و تماس شخصی با مشتری. |
| Political Risk / Assessment | ارزیابی / ریسک سیاسی | تحلیل تهدیدات و تغییرات محیط سیاسی کشور میزبان که بر عملکرد شرکت خارجی تأثیر منفی میگذارد. |
| Political Union | اتحادیه سیاسی | عالیترین سطح یکپارچگی که کشورهای عضو علاوه بر اقتصاد، سیاستهای خود را نیز ادغام میکنند. |
| Polycentric Approach | رویکرد چند مرکزی | رویکرد مدیریت بینالملل که کالا و خدمات را کاملاً متناسب با ویژگیهای هر بازار محلی تغییر میدهد. |
| Polycentric Staffing Model | مدل استخدامی با چند مرکزیت | استخدام نیروهای بومی همان کشور خارجی برای پُستهای کلیدی مدیریتی شعبه محلی. |
| Portfolio Investment | سرمایهگذاری پورتفولیو | سرمایهگذاری انفعالی و غیرمدیریتی در اوراق قرضه و سهام خارجی صرفاً جهت سودآوری. |
| Power Orientation / Respect / Tolerance | گرایش، احترام و بردباری در قدرت | میزان پذیرش فرهنگی نسبت به نابرابری و اختلاف قدرت و اقتدار سازمانی بین مدیران و زیردستان. |
| Preconditions For Take Off | شرایط برای جهش | مرحله دوم توسعه در تئوری راستو که جامعه با پذیرش روشهای نوین، آماده رشد صنعتی میگردد. |
| Product | محصول | تمام اجزاء ملموس (کالا) و غیرملموس (خدمت) که برای رفع نیاز مشتری به بازار عرضه میشود. |
| Production Alliance | پیمان تولید | همکاری استراتژیک دو یا چند شرکت در یک سایت مشترک به منظور کاهش هزینههای ساخت کالا. |
| Promotion / Mix | تبلیغ ـ آمیخته تبلیغات | مجموعه روشهای ترغیبکننده شامل تبلیغات، فروش شخصی، روابط عمومی برای ایجاد اشتیاق خرید. |
| Protectionism | سیاستهای حمایتگرانه | سیاست اقتصادی دولت برای ایجاد محدودیتهای وارداتی با هدف حفاظت از تولیدکنندههای داخلی. |
| Public Relations | روابط عمومی | برنامهریزی هدفمند ارتباطات سازمان برای ارتقاء وجهه و اعتبارسازی برند در افکار عمومی. |
| PPP | برابری قدرت خرید | تئوری تعدیلکننده نرخ ارز که قیمت کالاهای مشابه را بین دو کشور با توجه به تورم یکسان میکند. |
| Quota / Quotas | سهمیه / سهمیهبندی | حق عضویت در صندوق بینالمللی؛ همچنین محدودیت مقداری/ارزشی دولت برای کنترل واردات کالا. |
| Relative Factor Endowments | عوامل تولید نسبی | پایه تئوری هکچر-اهلین که مزیت صادرات را در فراوانی یک عامل تولید بومی میبیند. |
| Religious Law | قوانین دینی | سیستم حقوقی حاکم بر یک کشور که دقیقاً مبتنی بر دستورات دین رسمی آن پایهریزی شده است. |
| Rengi System | سیستم رنجی | رویکرد سنتی مدیریت ژاپنی متمرکز بر تصمیمگیریهای گروهی و مشارکتی از پایین به بالا. |
| Revocable Letter of Credit | اعتبار اسنادی قابل فسخ | اعتباری پرریسک که بانک صادرکننده میتواند آن را یکطرفه و بدون اطلاع ذینفع لغو کند. |
| Re-exporting | صادرات مجدد | فرآیند وارد کردن یک کالا و سپس صدور فوری آن به کشوری دیگر بدون ایجاد تغییر در کالا. |
| Royalty | حق امتیاز | وجه یا درصدی که بابت استفاده قانونی از لایسنس، برند یا دارایی فکری به مالک آن پرداخت میشود. |
| R&D Alliances | پیمانهای تحقیق و توسعه | ائتلاف و سرمایهگذاری مشترک شرکتها برای انجام پژوهشهای علمی جهت خلق نوآوریهای جدید. |
| Sanctions | تحریم | محدودیتها و ممنوعیتهای شدید تجاری که دولتها علیه کشورهای خاص اعمال میکنند. |
| Screwdriver Plant | کارخانه آچار پیچ گوشتی | واحدی که صرفاً به سرهمبندی و مونتاژ قطعات وارداتی میپردازد و ارزش افزوده واقعی ندارد. |
| Self-Reference Criterion | معیار خود مرجعی | خطای ارزیابی ناخودآگاهِ فرهنگها، رفتارها و بازارهای دیگر با استفاده از عینک فرهنگ بومی خود. |
| Sight Draft | برات دیداری | حواله تجاری معتبری که به محض رویت و تحویل اسناد حمل توسط خریدار، باید نقد شود. |
| Silent Language | زبان سکوت | تمام عناصر ارتباطات غیرکلامی شامل حرکات بدن، لحن، رنگها و فاصله فیزیکی بین افراد. |
| Social Orientation | گرایش اجتماعی | تفاوت رویکرد جوامع بین اولویت دادن به اهداف جمعی (جمعگرایی) در مقابل اهداف فردی. |
| Sogo Shosha | سوگوشوشا | ابرشرکتهای بازرگانی ژاپنی با شبکهای عظیم که همه نوع کالا و خدمات را معامله میکنند. |
| Strategic Alliance | پیمان استراتژیک | همکاری بلندمدت و استراتژیک دو یا چند کشور یا شرکت برای رسیدن به اهداف و منافع مشترک. |
| Strategic Goals | اهداف استراتژیک | مقاصد کلان و بلندمدتی که مسیر اصلی سازمان را برای حضور در بازارهای رقابتی روشن میسازد. |
| Supply Chain Management | مدیریت زنجیره تأمین | فرآیند بهینهسازی جریان تامین مواد خام، تبدیل به محصول و تحویل آن به مشتری نهایی. |
| Swap Transaction | تراکنش/معامله سوآپ | معاملهای مالی برای تبادل همزمان یک ارز در دو تاریخ سررسید متفاوت جهت مهار ریسک نوسان. |
| Tactics | تاکتیک | برنامهها و اقدامات اجرایی کوتاهمدت مدیران میانی برای پیادهسازی استراتژیهای کلان. |
| Take-off | جهش اقتصادی / خیز | مرحله سوم توسعه اقتصادی راستو که در آن پیشرفت سریع، نمو صنعتی و تحول عمیق رخ میدهد. |
| Tariffs | تعرفه گمرکی | ابزار اصلی سیاست تجاری شامل مالیات بر واردات/صادرات با هدف درآمدزایی یا حمایت از تولید. |
| Tax Havens | پناهگاه/مأمن مالیاتی | کشورهایی با وضع نرخ مالیات صفر یا بسیار ناچیز برای شرکتها با هدف جذب سرمایههای خارجی. |
| Theocracy | دین سالاری ـ تئوکراسی | کشورها و نظامهای حاکمیتی که چارچوب قضایی و حقوقی آنها مستقیماً بر قوانین دینی استوار است. |
| TCNS | اتباع کشور سوم | مدیران شاغل در شعبه بینالمللی که نه هموطن شرکت مادرند و نه تبعه کشور محل فعالیت شعبه. |
| Topography | توپوگرافی | بررسی نقشه و ساختار منابع طبیعی روی سطح زمین (کوهها، رودخانهها) در تحقیقات بازار خارجی. |
| Trade | تجارت، داد و ستد | عمل مبادله داوطلبانه، خرید یا فروش کالا، خدمات و داراییها بین طرفین در بازار. |
| Traditional Society | جامعه سنتی | مرحله اول مدل راستو با ساختار اقتصادی متکی به کشاورزی خُرد و تشکلهای خانوادگی. |
| Transaction Cost | هزینه تراکنش / معامله | تمامی هزینههای پنهان و آشکار برای یافتن شریک، مذاکره، عقد قرارداد و نظارت بر اجرای آن. |
| Transfer Pricing | قیمتگذاری انتقالی | استراتژی تعیین قیمت برای مبادله کالا، قطعات و خدمات بین شعبات مختلف یک شرکت چندملیتی. |
| Turnkey Project | پروژههای کلید در دست | قرارداد جامع پیمانکاری که طراحی، ساخت و تجهیز کارخانه را تا مرحله آمادهبهکار بر عهده میگیرد. |
| Uncertainty Acceptance | پذیرش عدم اطمینان | ویژگی فرهنگی مستعد خطرپذیری که ابهام را به عنوان فرصتی برای رشد و نوآوری میپذیرد. |
| Uncertainty Avoidance | پرهیز از عدم اطمینان | ویژگی فرهنگی محافظهکارانه که تمایلی به شرایط مبهم ندارد و از ریسکهای ناشناخته دوری میکند. |
| Uncertainty Orientation | نگرش به عدم اطمینان | چگونگی برخورد کلی و واکنش جامعه در قبال ابهامات محیطی و شرایط غیرقابل پیشبینی. |
| Unilateral Transfers | انتقالهای یکجانبه | وجوه و هدایایی (مانند کمکهای بینالمللی یا پول کارگران مهاجر) که بیبازگشت منتقل میشود. |
| UNCTAD | کنفرانس تجارت و توسعه | بازوی دائمی سازمان ملل (تأسیس ۱۹۶۴) برای حمایت از حقوق تجاری کشورهای در حال توسعه. |
| Unrelated Diversification | تنوع سازی غیرمرتبط | استراتژی ورود شرکت به کسب و کارها و بازارهایی که هیچ ارتباط تکنولوژیک یا تجاری با هم ندارند. |
| Value Chain | زنجیره ارزش | تکنیک استراتژیک پورتر برای ارزیابی تکتک فعالیتهای شرکت جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف هزینه. |
| Values | ارزشها | سیستم باورهای ریشهدار و مهم در بین مردم یک جامعه که بر رفتار خرید آنها تأثیر میگذارد. |
| WTO (World Trade Org) | سازمان تجارت جهانی | قدرتمندترین نهاد دائمی جهانی (از سال ۱۹۹۵) برای تنظیم مقررات بازرگانی و رفع اختلافات تجاری. |
| World Bank | بانک جهانی (IBRD) | نهاد بینالمللی ارائهدهنده وامهای بلندمدت به کشورهای کمتر توسعه یافته برای توسعه زیرساختها. |
| World Market | بازار جهانی | نگرش جهانشمول برندهای معتبر (مثل رولکس) که تمام جهان را بدون توجه به مرزها بازار خود میدانند. |
نتیجهگیری
تسلط بر دیکشنری تخصصی تجارت شامل مفاهیم سازمان تجارت جهانی، انواع اعتبارات اسنادی، و تکنیکهای بازاریابی بینالملل، نه تنها از اشتباهات استراتژیک جلوگیری میکند بلکه بستری محکم برای معاملات سودآور فراهم میسازد. این واژهنامه میتواند همواره به عنوان یک رفرنس کاربردی در قراردادها و مذاکرات شما مورد استفاده قرار گیرد.
